خرید بک لینک
اینم شانس من...

نه کسی علاقه ای داره باهام صحبت کنه

نه کسی ارتباطی برقرار میکنه

تازه ارتباطم برقرار بکنه که میره سریع...

نه کار و بارم اونجور که باید و شاید پیش میره...

اصلا خوشم نمیاد دیگه از این زندگیم

به خدا خسته شدم اه...

نوشته شده توسط zrhm7232 در 14:7 | لینک ثابت •

برچسب: شانس, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

آدم که محکوم باشه به تنهایی هرکسی هم بیاد به بهونه های مختلف میره...

آدم که محکوم باشه به رویا بافی نکردم به هر نحو شده ارزوهاش نابود میشه...

آدمی که...

هی...

نوشته شده توسط zrhm7232 در 13:45 | لینک ثابت •

برچسب: آدم, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

تنهایی که شاخ و دم نداره آخه!!

وقتی که کسی ازت خبر نگیره

وقتی ندونی حال دلت رو به کی بگی

وقتی انقدر تنهایی که بدترین حالتت هم دیگه کسی نمیفهمه فرقی داره با ی حالت معمولت...

یعنی تنهام...

یعنی خیلی تنهام


برچسبها: تنهایی
نوشته شده توسط zrhm7232 در 1:18 | لینک ثابت •

برچسب: تنهایی,شاخ,نداره, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

واقعا خیلی بدههه امیدواری الکی هااا افتضاحه.. البته میتونه فکر اینکه اتفاق بیفته برای ادم جذاب باشه ولی خب... در نهایت اعصابت بهم میریزه مثلا بنده از قبل عید منتظرم یکی از مدیران سابق که میخواستم برم پیشش خبرم کنه که برم باز اونجا همونه که خبر بده ی بار خبر داد ولی باز تازه گفت ازه کار ما اینه اینجوریه...حالا باهات تماس میگیریم... بدتر از اون امیدواریه اینکه ندونی چرا چجوری داره پیش میره... همه چی به نظر جالب بود ولی همچنان هیچ خبری نیست... برچسبها: امیدواری الکینوشته شده توسط zrhm7232 در 15:6 | لینک ثابت •

برچسب: امیدواری,الکی, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

یعنی ها هرچی بیشتر میگذره بیشتر مطمئنا میشم نباید به کسی تکیه کرد...

تکیه کردن باعث میشه جایی همچین بخوری زمین...

تا بشه نباید به کسی وابسته شد یا تکیه کرد!


برچسبها: باور
نوشته شده توسط zrhm7232 در 1:47 | لینک ثابت •

برچسب: باور, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

یاد ی چیز جالب افتادم :)))) نمیدونم کی بود یک سال یا دو سال پیش یکی از دوستای دبیرستانم رو بعد از مدتها دیدم براش تعریف میکردم که اره یکی رو میخوام از طریق یکی دیگه بهش گفتم و اینا بهم گفت برو خودت بگو برو ی شاخه گل بگیر برو پیشش بهش بگو هی... نمیدونم شاید این موقع هامو اون زمان میدیدم که انقدر دارم از تنهاییش کلافه میشم با هر ضرب و زوری شده این کارو میکردم... برچسبها: مخصوص مخاطب خاصی که دیگه مخاطب خاص نیست, خاطره از مخاطب خاصنوشته شده توسط zrhm7232 در 21:16 | لینک ثابت •

برچسب: خاطره, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

احساس میکنم رو دست مامان بابام باد کردم

احساس میکنم خیلی ناراحتن از اینکه من بچه اشونم به خصوص مامان

چون هرچی در مورد ی پسر دوست داره اون چیزایی که من ندارم...

احساس میکنم کمترین توجه از طرفشون بهم میشه

احساس میکنم دارم از کمبود محبتشون میمیرمممم

اه...


برچسبها: احساس, بغض
نوشته شده توسط zrhm7232 در 16:23 | لینک ثابت •

برچسب: احساس, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

انقدررر دلم گرفته هاااا...

دوست دارم سر بذارم به بیابون...

کاشکی میشد تنها زندگی میکردم

خسته شدممم

نوشته شده توسط zrhm7232 در 0:42 | لینک ثابت •

برچسب: بغض, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

دیگه نه کسی رو میخواممم نه چیزی رووو

همه چی تماااممممم

!!!!

برچسب: تمام, نویسنده: ماهان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:27

صفحه بندی